ساختار معامله گر برنده


مارک داگلاس کیست؟ معرفی کتاب‌ها و رمزهای موفقیت او

مارک داگلاس به عنوان یکی از مهم‌ترین افراد حوزه روانشناسی بازار های مالی شناخته می‌شود. یکی از مهم‌ترین اساس‌های فعالیت در بازارهای مالی نحوه کنترل هیجانات ذهنی و روانشناسی معامله گری است. مارک داگلاس در کتاب‌های خود تلاش کرده است تا بتواند ذهن معامله گران را برای فعالیت و موفقیت در بازارهای مالی آماده کند. در این مطلب قصد داریم تا با زندگی نامه مارک داگلاس و فعالیت‌های او آشنا شویم. همچنین با اصل‌های مهم روانشناسی بازارهای مالی از نظر مارک داگلاس آشنا شده و می‌آموزیم چگونه با کمک ذهن خود، به موفقیت در معاملات دست یابیم.

زندگینامه مارک داگلاس

مارک داگلاس (Mark Douglas) مدیرعامل شرکت «Trading Behavior Dynamics» است. داگلاس نویسنده کتاب‌های "معامله‌گری در ناحیه" (Trading in the Zone) و "معامله‌گر منضبط " (The Disciplined Trader) می‌باشد. هدف او از نوشتن این کتاب‌ها، کمک به معامله‌گران بازارهای مالی برای دستیابی به نظم در حوزه روانشناسی معامله‌گری جهت کسب موفقیت‌های بیشتر در معاملات می‌باشد. مارک داگلاس از دانشگاه ایالتی میشیگان در رشته‌های علوم سیاسی و ارتباطات اجتماعی فارغ‌التحصیل شده است.

علاقه مارک داگلاس به معامله‌گری از انتهای دهه 70 میلادی آغاز شد و این علاقه سبب شد تا داگلاس موقعیت شغلی مناسب خود، در شرکت بیمه را رها کند. او از درآمد بسیار بالا و مزایایی که شرکت بیمه در اختیار او می‌گذاشت، (برای مثال هر ساله یک خودروی پورشه به او هدیه می‌شد) چشم پوشی کرد تا در حوزه معامله گری و بازارهای مالی فعالیت کند. پس از استعفا از کار قبلی خود، مارک داگلاس شروع به یادگیری کرد و توانست به عنوان کارگزار شرکت مریل لینچ (Merrill Lynch) در هیئت مدیره معاملات شیکاگو فعالیت کند.

mark-and-wife.jpg

پس از پیگیری‌های او برای کسب مجوز جهت فعالیت به عنوان کارگزار، تلاش‌های مارک داگلاس نتیجه داد و مهم‌ترین قسمت زندگی او آغاز شد. مارک داگلاس پس از چندین سال فعالیت در حرفه‌ی کارگزاری و مشاهده فعالیت سایر کارگزاری‌ های فعال در بازارهای مالی، متوجه شد که بسیاری از کارگزارها هیچ گونه تصوری از جهت حرکت بازار در آینده ندارند و صرفاً تلاش می‌کنند تا نظر خود را تحمیل کنند. آن‌ها به دنبال جذب مشتری‌های بیشتر و ترغیب آن‌ها به معامله و فعالیت در بازار بودند.

پس از مشاهده رفتار معامله گران و کارگزاران، سؤالات بسیاری ذهن مارک داگلاس را به خود مشغول کرد و او به این نتیجه رسید که پیش بینی جهت حرکت بازار، بسیار دشوارتر از آنچه که افراد در خصوص آن بحث می‌کنند، می‌باشد. همچنین متوجه شد بیشتر افراد صرفاً امیدوارند که بازار در جهت موردنظر آن ها حرکت کند و هیچ‌گونه پیش بینی از جهت بازار ندارند. این تفکر او سبب شد تا مارک داگلاس با خود متعهد شود که قبل از معامله، در حین معامله و پس از خروج از معامله، اقدام به نوشتن تمام افکار و تحلیل‌های خود کند. این نوشته‌ها، اولین جرقه برای نوشتن کتاب معامله‌گر منضبط را در ذهن او زد.

شش اصل اساسی در معاملات مارک داگلاس

1. "شکاف سود" را با موارد درست پر کنید

مارک داگلاس در کتاب‌ها و سمینارهای خود اغلب به چیزی اشاره می‌کند که آن را "شکاف سود" می‌نامد. آنچه او در مورد آن صحبت می‌کند اساساً تفاوت یا "شکاف" بین سود ساختار معامله گر برنده قابل انتظاری است که می‌توانید با استفاده از روش معاملاتی خود و عملکرد خود به دست آورید. معامله گران اغلب با امیدواری بسیار زیاد، یادگیری و استفاده از یک روش معاملاتی را آغاز می‌کنند. آنها می‌خواهند درآمدی کسب کنند که بتوانند به آن اعتماد کنند و از معاملات خود نتایج مطلوبی بگیرند.

با این حال، این نتایج تنها در صورتی امکان‌پذیر است که شما یک روش مؤثر با نظم و انعطاف را دنبال کنید که اکثر مردم به سادگی از آن چشم پوشی کرده و در نتیجه، "شکاف سود" که مارک به آن اشاره می‌کند را تجربه می‌کنند. نکته کلیدی که آقای داگلاس در مورد این شکاف سود بیان می‌کند، این است که معامله گران معمولاً سعی می‌کنند خلأ معاملاتی خود را با کسب اطلاعات بیشتر در مورد بازار، تغییر روش‌ها، صرف وقت بیشتر در پشت رایانه خود، پر کنند.

با این حال، آنچه که آنها واقعاً باید یاد بگیرند بیشتر در مورد روان‌شناسی فردی خودشان و نحوه تعامل آنها با بازار است. اساساً آن‌ها باید "مهارت‌های ذهنی مناسب" را به دست آورند تا روش خود را آن‌طور که باید اجرا کنند و بیشترین سود را به دست آورند تا "شکاف سود" را پر کنند.

2. برنده شدن و یک تاجر برنده بودن دو چیز متفاوت هستند

هرکسی، و منظور من به معنای واقعی کلمه هر کسی، حتی یک کودک 5 ساله، می‌تواند خود را در یک معامله پیروز ببیند. برای پیروز شدن در یک معامله هیچ نیازی به مهارت ندارید و می‌توانید با کمک شانس یک معامله‌ی برنده داشته باشید. تنها کاری که شما باید انجام دهید این است که پنل معاملاتی خود را باز کرده و چند دکمه را فشار دهید و اگر خوش شانس باشید، می‌توانید در مدت زمان کوتاهی درآمد زیادی کسب کنید.

در نتیجه موارد فوق، طبیعی است که معامله گری که هنوز مهارت معاملاتی کسب نکرده است، جهش حاصل از ذهنیت "پیروزی آسان است" را به دست آورد و گمان کند "تأمین هزینه‌های زندگی از این طریق خیلی سخت‌تر نخواهد بود." به همین ترتیب فعالیت بسیاری از معامله گران آغاز می‌شود. نیازی به گفتن نیست که این افراد با همان سرعتی که ثروت خود را به دست آورده‌اند، چه بسا با سرعتی بیشتر، آن را از دست می‌دهند.

یک معامله گر برنده مهارت‌های ذهنی برای درک و استفاده از این واقعیت را دارد که هر معامله‌ای که انجام می‌دهد، یک نتیجه کاملاً تصادفی دارد. به عبارت دیگر، آنها تا زمان پایان معامله نمی‌توانند نتیجه آن را بدانند. معامله گران برنده از این موضوع آگاه هستند. آن‌ها می‌دانند که باید با این تفکر و دیدگاه در بازار معامله کنند و تمام وسوسه‌ها و احساساتی را که در طی هر معامله‌ای ایجاد می‌شود، نادیده بگیرند. آن‌ها قادر به انجام این کار هستند چون نگاه خود را بر روی تصویر بزرگ‌تر متمرکز می‌کنند. تصویر بزرگ‌تر، این واقعیت است که اگر آنها روش خود را بدون وقفه و بارها و بارها و بارها در مدت زمان طولانی در معاملات اجرا کنند، به سود بالایی دست پیدا می‌کنند؛ بنابراین، دیگر یک معامله برنده را با اینکه یک تاجر برنده هستید اشتباه نکنید. این موضوع تله‌ای بسیار آسان برای گیر افتادن در آن است.

3. الگوهای تکنیکال قیمت به‌گونه‌ای طراحی نشده‌اند که به ما بگویند "در آینده" چه اتفاقی خواهد افتاد

روش‌های تحلیل تکنیکال از هر نوع، برای این نیستند که به ما بگویند بازار در حرکت بعدی چه خواهد کرد. همان‌طور که داگلاس می‌گوید، آن‌ها به ما کمک می‌کنند تا احتمال موفقیت را در یک سری معاملات به نفع خود تغییر دهیم. برخی از پیامدهای عمیق روان‌شناختی همراه با این واقعیت است. در نتیجه هر سیگنال خاصی، منحصر به فرد و تصادفی است. هیچ راهی برای دانستن حرکات بازار پیش از اینکه اتفاق بیفتند، وجود ندارد. به عبارت دیگر، ماهیت معاملات تصادفی است. داگلاس به توصیف چیزی می‌پردازد که درک آن ممکن است در ابتدا کمی دشوار باشد، اما اگر می‌خواهید در بازارهای مالی معاملات ساختار معامله گر برنده ساختار معامله گر برنده ساختار معامله گر برنده مداوم انجام دهید، درک این موضوع برای شما مهم است.

4. به احتمال زیاد فکر کنید، نه به یقین

شاید نکته مشهور مارک داگلاس برای تغییر در ذهنیت معامله گران این است که شما باید یاد بگیرید که در قالب احتمالات فکر کنید. ما کمی پیش‌تر در این خصوص بحث کردیم، اما بسیار مهم است که درک کنیم یک توزیع تصادفی برد و باخت در تمام معاملات وجود دارد. معامله گرانی که فکر کردن به صورت احتمالی را می‌آموزند، برخلاف آن دسته از معامله گرانی که یاد نگرفته‌اند به صورت احتمالی فکر کنند، فشار روانی را تجربه نمی‌کنند. زیرا می‌دانند در تمام معاملات خود برنده نیستند. یادگیری فکر کردن احتمالی سبب می‌شود انتظارات شما از معاملات آزاد شود، زیرا شما بر روی نتایج حاصل از کل معاملات متمرکز شده‌اید، نه نتیجه‌ی یک معامله‌ی خاص.

5. ذهن من باید آزاد باشد

برای انجام معاملات بدون ایجاد خطاهای ذهنی، باید از این تصور که "این معامله یک معامله برنده خواهد بود" آزاد باشید. یک معامله گر معمولی انتظار دارد "این معامله" باید یک معامله ی برنده باشد. اگر بخواهید پول ثابتی به دست آورید، نمی‌توانید به این روش فکر کنید. هنگامی که انتظار دارید در هر معامله برنده شوید، از نظر عاطفی به آن وابسته می‌شوید. در حالی که همان‌طور که باید بدانید، این معامله به تنهایی مهم نیست، بلکه مجموعه معاملات و توانایی شما در نظم و انضباط نسبت به این مجموعه است که مهم می‌باشد.

6. من باید طرز فکرم در مورد رفتار بازار را تغییر دهم: مثل یک حرفه‌ای فکر کنم

یک معامله گر حرفه‌ای با خود فکر نمی‌کند "آیا این معامله نتیجه می‌دهد؟ " وقتی معاملات بالقوه‌ای وجود دارد. زیرا آنها وجود مؤلفه‌های انسانی را که اساساً تصادفی است، درک می‌کنند (همان‌طور که در بالا بحث شد). آنچه که او درباره آن فکر می‌کند ریسک است: "تا کجا حاضر هستم اجازه دهم که این معامله بر خلاف من پیش رود؟ قبل از اینکه ببینم آیا معامله گران دیگری قصد ورود دارند"؟ فکر کردن به نتیجه معامله و سود ده بودن آن را متوقف کنید و به جای آن به فکر ریسک و جایی که از آن خارج می‌شوید، باشید.

معرفی بهترین کتاب‌های مارک داگلاس

مارک داگلاس با دو کتاب خود توانست شهرت بسیاری کسب کند و حتی یکی از کتاب‌های او جوایز متعددی را دریافت کرد.

mark-douglas-books-1.jpg

1-کتاب معامله‌گری در ناحیه:

بازار را با اعتماد به نفس، نظم و یک ذهنیت برنده رام کنید. (Trading in the Zone: Master the Market with Confidence, Discipline, and a Winning Attitude)

مارک داگلاس در این کتاب سعی کرده است تا دلایل اساسی عدم انسجام در معاملات را کشف کند و به معامله گران کمک کند تا بر ذهنیت‌های عمیق و اشتباهی که سبب زیان آن‌ها می‌شود، غلبه کنند. او با استفاده از مهم‌ترین قواعد معامله گری سعی می‌کند تا واقعیت‌های بازار را به خوانندگان کتاب نشان دهد و به آن‌ها آموزش دهد تا مفهوم واقعی ریسک را درک کنند. در ادامه مارک داگلاس می‌خواهد این ذهنیت که بازار کاملاً بر اساس احتمالات حرکت می‌کند واین حدس و گمان‌ها هستند که بر بازار حاکم‌اند را، به خوانندگان کتاب منتقل کند.

2-کتاب معامله‌گر منضبط (منظم):

ایجاد نگرش برنده (The Disciplined Trader: Developing Winning Attitudes)، یکی از اولین کتاب‌هایی که به ماهیت روان‌شناختی چگونگی فکر بازرگانان موفق می‌پردازد، معامله گر منضبط است. در این کار متفاوت که در سال 1990 منتشر شد - داگلاس به این سؤال پاسخ می‌دهد: چرا اکثر معامله گران نمی‌توانند سهام و ثروت خود را به صورت پیوسته افزایش دهند و سپس آن را حفظ کنند؟

این کتاب خواننده را به نتیجه گیری عملی و منحصر به فرد می‌رساند که در خصوص تغییر هرگونه ذهنیت محدودکننده مفید است. معامله گر از طریق کتاب اقدام به طی کردن یک مسیر به صورت گام به گام می‌کند و شروع به درک این موضوع می‌کند که فکرهایش ممکن است توانایی سودآوری و موفقیت در معامله گری را محدود کنند.

کتاب معامله گر منضبط برای افرادی که تازه وارد بازار می‌شوند یا معامله گرانی که دوباره در بازارها بازمی گردند و حتی معامله گران باسابقه‌ای که به نظر نمی‌رسد بتوانند سودآوری خود را از یک سقف معین بیشتر کنند، حیاتی است.

خواننده این کتاب متوجه خواهد شد که بازار، بر خلاف هر زمینه شغلی دیگر، بدون ساختار است. سه مرحله لازم برای تبدیل شدن به یک معامله گر موفق را یاد می‌گیرد. می‌آموزید که چگونه افکارتان، نحوه درک بازارها را مدیریت می‌کنند و می‌آموزید که چگونه با محیط‌های همیشه در حال تغییر بازار سازگار شوید. داگلاس به معامله گران کمک می‌کند تا از طریق یک رویکرد سیستماتیک برای ایجاد، القا و حفظ ذهنیت یک معامله گر موفق، ترس از باخت را خنثی کنند و به ذهنیت برنده دست یابند.

ساختار معامله گر برنده

سطوح کلیدی موجود در تایم ساختار موضوع این مقاله آموزشی است.

اگر شما هم به دنبال برگ برنده ای در سیستم معاملاتی خود هستید حتما این مقاله را مطالعه کنید. این برگ برنده درست زمانی اتفاق می افتد که قیمت در تایم ساختار مجدد سطوح کلیدی را تست می کند.

یکی از اهداف پیروزی آفرین من در معامله گری بازارهای مالی، مطمئن شدن برای ورود به معامله در نقاط ورود صحیح است.

نقاطی که وقتی از زاویه ی دید و روانشناسی معامله گران حاضر در بازار دیده می شوند، حس معناداری ایجاد می کنند، زاویه ی دیدی که به تایم فریم ساختار بازار توجه دارد.

در این مقاله می خواهیم یکی از نقاط ورود صحیح را با هم بررسی کنیم و آن، تست مجدد سطح کلیدی بعد از تغییر جریان سفارشات در برخورد با آن سطح کلیدی می باشد.

تمامی مواردی که در این مقاله درمورد آن ها صحبت خواهیم کرد، براساس ستاپ های شکل گرفته در تایم ساختار و معامله کردن در آن ها در تایم فریم معاملاتی یا تایم فریم پایین تر خواهد بود.

اگر با مفهوم سطوح طلایی آشنایی ندارید ابتدا مقاله زیر را بخوانید.

اما ایده ی خارق العاده ای که می خواهیم در مورد آن صحبت کنیم، استفاده از چند تایم فریم بالاتر از تایم فریم ساختار استانداردی که دانش پذیران آکادمی با آن آشنایی دارند می باشد و به دنبال نقطه ی ورود در تست مجدد سطح کلیدی توسط قیمت بعد از واکنش معنادار معامله گران به سطح مذکور خواهیم بود.

در تصاویر معاملاتی که در این مقاله خواهید دید، چنین دیدگاهی وجود داشته است و به تایم فریم ساختار یا چند تایم فریم بالاتر از آن توجه کرده ایم.

چنین اختلاف تایم فریمی را در آموزش های پرایس اکشن در آکادمی معامله گری بورس با عناوین “تایم فریم ساختار” و “تایم فریم پایین” فرا گرفته ایم.

تشخیص ستاپ معاملاتی در تایم فریم ساختار آکادمی پرایس اکشن جبل عاملی

تصویر 1. تشخیص ستاپ معاملاتی در تایم فریم ساختار

تنظیم دقیق نقطه ی ورود با حد ضرر کوچک تر در تایم فریم معاملاتی آکادمی پرایس اکشن جبل عاملی

تصویر 2. تنظیم دقیق نقطه ی ورود با حد ضرر کوچک تر در تایم فریم معاملاتی

روانشناسی معامله گر و ذهن برنده

روانشناسی معامله گر

همانند هر فعالیت سوداگرایانه دیگری، اهمیت روانشناسی در معاملات فارکس نباید بیش از حد در نظر گرفته شود. انسان ها موجودات احساساتی هستند و رفتارهای روانشناختی تعریف شده ای دارند که معمولا می توان آنها در چندین تیپ شخصیتی منحصر به فرد، طبقه بندی کرد. علاوه بر این، تلفیق رفتار روانشناختی کل گروه های معامله گران، بازار را به حرکت در می آورد و الگوهای قیمتی تحلیلگران تکنیکال را ایجاد می کند.

زمانیکه معاملات فارکس موجب ایجاد سود و زیان قابل توجه می شود عوامل بنیادی روانشناختی شخصیت یک معامله گر، ظاهر می گردد. زیرا اغلب مردم زمانیکه سود کسب می کنند یا زیان مالی متحمل می شوند، احساسات شدید را تجربه می کنند.

روانشناسی معاملات فارکس توسط بسیاری از محققان بطور گسترده مطالعه شده است. معمولا هدف از مطالعات، یافتن ذهنیت و تیپ شخصیتی معامله گرانی است که در بدست آوردن سودهای مستمر در معاملات، بیشترین موفقیت را داشته اند.

بسیاری از این محققان کتاب های مهمی در این زمینه نوشته اند تا تریدرها بتوانند با مطالعه آنها درک مناسبی از فعالیت های معاملاتی خود بدست آورند. بدین ترییب معامله گران می توانند درک کنند که آیا آنها از نظر روانشناختی می توانند یک معامله گر موفق باشند یا خیر.

در اینجا بحث روانشناسی معاملات را با بررسی کلی از انواع شخصیت های معامله گری از نظر دکتر Van .K Tharp شروع می کنیم.

روانشناسی معاملات یا تیپ های شخصیتی

در این دسته بندی، دکتر Tharp معامله گران را به 15 تیپ شخصیتی مختلف تقسیم کرده است. هر یک از این شخصیت های معامله گری، نمای شخصیتی منحصر به خود را دارند که شامل نقاط قوت و نقاط ضعف مختلفی می باشند.

انواع پانزده نوع شخصیت به شرح زیر می باشد:

معامله گر دقیق

این معامله گران تمایل دارند تا پروسه های تحلیلی را با جزئیات انجام دهند و تاریخچه را بطور دقیق ثبت کنند. معامله گران با این نمای شخصیتی معمولا پروسه تصمیم گیری خود را با جزئیات در دفتر معاملاتی خود ثبت می کنند تا بتوانند در تصمیم گیری های آینده از آنها کمک بگیرند.

با توجه به بررسی بیش از حد جزئیات و تحلیل ها و ضبط آنها، ممکن است این دسته از معامله گران موضوع اصلی که سودآوری در معاملات است را فراموش کنند و بیشتر به فعالیت های جانبی بپردازند.

معامله گر مدیریتی

رویکرد این نوع تریدرها به معاملات شامل عمل گرایی، قاطعیت و واقع بینی است. یک معامله گر مدیریتی نسبت به تغییرات محیط بازار واکنش نشان می دهد و این امر منجر به معاملات سودآور می گردد. علاوه بر سازگاری با شرایط مختلف بازار، این نوع از معامله گران دارای ظرفیت تصمیم گیری بالایی هستند و زمانیکه با دیگران کار می کنند می توانند اختیارات را تفویض کنند.

معامله گر هنرمند

معامله گران هنرمند نسبت به سایر معامله گران از درک و تفکر خلاقانه شان در معاملات بیشتر استفاده می کنند. این معامله گران با توجه به خلق و خوی خلاق، انعطاف بیشتری دارند و می توانند خود را با تغییر شرایط بازار وفق دهند. با این اوصاف، این ویژگی می تواند مانند شمشیر دو لبه عمل کند. بدین صورت در موقعیت های معاملاتی زیان ده ممکن است تریدر با معامله همراه شود و نتواند از آن خلاص گردد.

معامله گر ماجرا جو

این تریدرها ذهن باز و رویکرد انعطاف پذیری نسبت به معامله دارند و جزء موفق ترین معامله گران هستند. تریدرهای ماجرا جو از توانایی خود جهت واکنش موثر به اطلاعات بازار استفاده می کنند و معمولا تحلیلگران حرفه ای هستند. بدین ترتیب داده ها را اولویت بندی کرده و با استفاده از آنها تصمیمات معاملاتی دقیق می گیرند. معامله گران ماجرا جو معمولا ریسک های قابل توجهی را پذیرش می کنند و برای معامله صرفا بر روی اطلاعات واقعی(و نه تفسیرها) تصمیم می گیرند.

معامله گر با جزئیات

این تریدرها قبل از اینکه یک موقعیت معاملاتی در بازار ایجاد کنند تحلیل های مقدماتی را انجام می دهند. همچنین این دسته از معامله گران، ارزیابی های منطقی و تحلیل های دقیق انجام می دهند. علاوه بر این، در اغلب اوقات یادداشت های پیچیده ای از معاملات و دلایل ورود به این معاملات را ثبت می کنند.

بنابراین، بسیاری از معامله گران با این خصوصیات روانشناختی می توانند در دام تحلیل بیش از حد برای ایجاد یا بستن یک معامله بیفتند. این امر موجب می شود تا بازدهی های بسیار پایینی کسب کنند.

معامله گر تسهیل گر

این تریدرها یک رویکرد جدی و هوشیار نسبت به معاملات دارند. این دسته ترجیح می هند معاملات را با تعامل دیگران و یا در محیط اجتماعی انجام دهند. از آنجاییکه تمرکز این ساختار معامله گر برنده ساختار معامله گر برنده تریدرها بر جنبه اجتماعی معاملات است معمولا به عنوان عضوی از یک تیم یا شریک معاملاتی با افراد دیگر، برتری می یابند. تریدرهای تسهیل گر معمولا شرایط کلی بازار را نظاره می کنند و معاملات خود را بطور قاطع و سازمان یافته انجام می دهند.

معامله گر خوش گذران

این معامله گران رویکرد سرگرم کننده ای دارند که شامل درجه ای از تعامل اجتماعی در حین معامله می باشد. این دسته از معامله گران، تمایل به داشتن دیدگاه مثبت دارند. از آنجا که این گروه، خوش بین هستند و با دیگر معامله گران تعامل اجتماعی دارند، احساسات آنها می تواند در هنگام معامله بر هدف آنها تاثیر بگذارد.

معامله گر مستقل

این تریدرها تمایل دارند ساختار معامله گر برنده داده ها را با نظر خود تفسیر کنند و در هنگام معامله، مستقل از اکثریت عمل کنند. در حالیکه توانایی آنها در اندیشه آزاد موجب معاملات سودآور می شود اما عدم مهارتهای اجتماعی، آنها را به یک بازیگر ضعیف در تیم تبدیل می کند.

معامله گر خلاق

این دسته از تریدرها در هنگام تحلیل اطلاعات و ایجاد معامله از رویکرد خلاقانه و درکی استفاده می کنند. معامله گران خلاق قادر هستند مقادیر زیاد اطلاعات را پردازش و به سرعت در بازار عکس العمل نشان دهند. علاوه بر توانایی آنها در تحلیل و واکنش سریع به شرایط بازار، این معامله گران می توانند لیدرهای خوبی باشند و افراد را براحتی بشناسند.

معامله گر برنامه ریز

این نوع از تریدرها لیدرهای لایقی هستند و در رابطه با مسائل مربوط به معامله می توانند ارتباط خوبی برقرار کنند. آنها منظم و واقع بین هستند و تصمیمات سرمایه گذاری موثری اتخاذ می کنند. آنها تمایل دارند جهت تصمیم گیری های منطقی بر روی واقعیت ها تمرکز کنند و با توجه به تغییر شرایط معامله، واکنش سریعی دارند. بدین ترتیب، سیستم های معاملاتی را برای شرایط جدید توسعه می دهند.

معامله گر مسئول اجتماع

این گونه معامله گران به ارزش های اجتماعی که برای آنها اهمیت دارد پایبند هستند و از زندگی اجتماعی لذت می برند. در زمان هایی که فرصت های معاملاتی ایجاد شده با ارزش های آنها همسو می شود بسیار موفق عمل می کنند.

معامله گر خود جوش

این تریدرها در زمان معاملات به سرعت فکر می کنند و عکس العمل نشان می دهند. با این حال، آنها قبل از معامله تحلیل زیادی انجام نمی دهند. زمانیکه استراتژی معاملاتی آنها برقرار است می توانند در شرایط سخت برنامه ریزی کرده و آن را دنبال کنند.

معامله گر استراتژیک

این گروه از معامله گران تمایل دارند تا بر اساس اطلاعات واقعی، تصمیمات هوشمندانه بگیرند و می خواهند فعالیتهای معاملاتی خود را تا سطح قابل قبولی توسعه دهند. آنها معمولا در معاملات، عمل گرا، واقع گرا، منظم و قاطع هستند.

همچنین آنها قادر هستند در زمان معاملات، شرایط کلی بازار را درک و زمانیکه نیاز به جابجایی در بازار است به سرعت فکر کنند. این تریدرها می توانند مفاهیم پیچیده را درک کنند و یادگیری پویایی دارند.

معامله گر حامی

این معامله گران، فهیم و جدی هستند و فعالیت های معاملاتی به آنها وابسته است. با این حال، آنها فاقد برخی از ویژگی های بهترین معامله گران هستند. بنابراین، آنها معمولا در یک تیم در نقش پشتیبان ظاهر می شوند و یا برای معامله گران موفق تر تامین مالی می کنند.

معامله گر ارزشی

این نوع از تریدرها مستقل هستند و به منافع مادی معامله، ایده ها و روابط تمرکز دارند. آنها همچنین می توانند به خوبی تصمیم بگیرند و شکل کلی بازار را درک کنند. اگر آنها بتوانند از احساسات و سیستم ارزشی خود فراتر بروند به معامله گران موفقی تبدیل می شوند.

روانشناسی معامله گر موفق در بازار فارکس

علاوه بر شناسایی 15 تیپ معامله گران که در بالا عنوان شد، دکتر Tharp ویژگی های اساسی معامله گران موفق را نیز مشخص کرده است. بررسی های او بر روی روانشناسی معامله موجب یافتن سه صفت روانشناسی کلیدی شد که در همه معامله گران بسیار موفق وجود داشت. این صفات به شرح زیر است:

  • معامله گران خوب، توانایی درک و دیدن تصویر کلی بازار را دارند. آنها همچنین می توانند ارتباط بین وقایع و فرصتهای معاملاتی خوب را در زمان پدیدار شدن، تشخیص دهند.
  • در حالت ایده آل، این معامله گران می توانند به منظور تصمیم گیری های معاملاتی دقیق، بازار را بطور منطقی تحلیل کنند.
  • آنها گرایش به نظم و قاطعیت دارند و قادرند عملیات را بصورت متوالی انجام دهند.

پتانسیل موفقیت هر معامله گر می تواند با شناسایی اینکه کدامیک از این ویژگیهای مطلوب را داراست و یا تمایل به توسعه آنها دارد ارزیابی شود. بطور مشخص دکتر Tharp شناسایی کرد که “معامله گران برنامه ریز” و “معامله گران استراتژیک”، پتانسیل بیشتری برای موفقیت دارند. زیرا آنها تمام ویژگی های شخصیتی اشاره شده را دارند.

از سوی دیگر دکتر Tharp می گوید معامله گران “خوش گذران”، “هنرمند” و “حامی”، هیچکدام از این ویژگی ها را ندارند. بدین ترتیب، بجای اینکه خودشان معامله کنند اگر حسابشان را به دیگران بسپارند تا برای آنها معامله کنند معمولا عملکرد بهتری حاصل می شود. مگر اینکه آنها بطور قابل توجهی بر روی خود کار کنند تا ذهنیت های معاملاتی غیر بهینه، تصحیح شود و صفات شخصیتی لازم برای موفقیت، توسعه یابد.

ما بین دو گروه اشاره شده در بالا، تیپ های شخصیتی معامله گرانی قرار دارد که تنها دو صفت از صفات لازم را دارند. این گروه ها شامل معامله گران تسهیل گر، خلاق، خود جوش، مستقل، مدیریتی، ارزشی، مسئول اجتماعی، دقیق و ماجرا جو می باشند.

روانشناسی سفته بازی و ذهنیت معامله گری بهینه

نظم احساسی و روانشناسی سوداگر موفق بازار، موضوع بسیاری از کتاب های جذاب است. گرچه همه کارشناسان با موارد ذکر شده در این مقاله موافق نیستند اما تعدادی از فاکتورها و رفتارهای روانشناسی سودمند که بیشترین شانس موفقیت را به عنوان یک تریدر فراهم می کند به شرح زیر می باشد:

  • از تلاش برای غلبه بر بازار، اجتناب کنید. در عوض تلاش کنید تا نسبت به مسیر بازار حساس باشید و خودتان را با آن وفق دهید.
  • یاد بگیرید که ترس و طمع را در جای مناسب بکار بگیرید. زمانیکه در حال از دست دادن پول هستید بترسید. بدین ترتیب زیان را در حداقل خود مسدود می کنید. همچنین در زمانیکه در حال بدست آوردن پول هستید حریص باشید و اجازه دهید تا سودتان افزایش یابد.
  • از اعتماد بنفس بیش از حد و ریسک های معاملاتی اضافی پرهیز کنید.
  • اجازه ندهید که زیان ها اعتماد به نفس شما را از بین ببرند و روز شما را خراب کنند. زیان ها را به عنوان هزینه های تجارت معامله گری ببینید.
  • ذهنیت مثبت را در خود حفظ کنید.
  • بر روی حفظ نظم معامله و مدیریت سرمایه مناسب، تمرکز کنید. بدون توجه به رفتار بازار به برنامه معاملاتی خود پایبند باشید. در صورت لزوم، برنامه معاملاتی خود را پایش کنید. اما تنها زمانی این کار را انجام دهید که موقیعت های معاملاتی خود را بسته باشید. بدین ترتیب، آنها به استراتژی معاملاتی شما تاثیر نخواهند گذاشت.

ایده ای که در پشت این نظرات می باشد این است که تریدر به فعالیتهای نوسانگیری خود در بازار فارکس بعنوان یک تجارت نگاه کند. مطمئنا شما در برخی معاملات برنده و در برخی بازنده می شوید. بنابراین بهتر است آن را بعنوان بخشی برنامه معامله مد نظر بگیرید. بطور کلی، شما بایستی همیشه تلاش کنید تجارت و وجوه معاملاتی خود را بهینه کنید. بدین صورت، شما قادر خواهید بود تا در بلندمدت در بازار باقی بمانید.

مراحل تبدیل شدن به یک معامله گر موفق

 مراحل تبدیل شدن به یک معامله گر موفق

در این مرحله معامله گر تازه کار است. نمیداند مقدار اطلاعاتش چقدر است و تقریبا قمارگونه عمل میکند.

فکر میکند به اندازه کافی کاربلد است و اعتراف نمیکند که آگاهی کافی ندارد.

مشخصات او عبارتند از:

معاملات را به طور تصادفی و بدون هیچ سیستم معامله گري تعریف شده اي باز می کند و می بندد.

مدام رویکرد خود را معامله به معامله تغییر می دهد.

از مبانی مدیریت ریسک و تعیین سایز پوزیشن استفاده نمی کند.

جهت معامله خود را در نقطه اي از قیمت و بطورناگهانی تغییر می دهد

به راحتی با معاملات برنده دچار انگیزه شده و توجهی به معاملات بازنده ندارد.

به خاطر برخی موفقیت هاي اولیه تا اخرین دلار سرمایه در بازار باقی می ماند.

اغلب اوقات یک باخت تمام بردهایش را نابود میکند.

در این مرحله دیگر فرد میداند که اطلاعاتش کافی نیست. مدام بدنبال مطالعه ست و با بردهایش انگیزه میگیرد

در این مرحله شروع میکند به سرزنش ابزارهایی که استفاده میکند، اندیکاتورها را مسبب اشتباهات می داند،

تقصیر را گردن رانت اطلاعاتی و یا بازار غیر منصفانه می اندازد و کلا بدنبال یک بهانه خارج از خود می گردد.

این مرحله بی کفایتی آگاهانه جز مرحله هایی است که خیلی طول می کشد.

حتی بعضی از معامله گران پس از سالها درگیري با بازار هیچ وقت نمی توانند این مرحله را ترك کنند.

در این مرحله معمله گر متوجه اشتبااتش میشود. کسی را مقصر نمیداند و متوجه میشود خودش مسئول ضررهای قبلی بوده.

اگر معامله گر در انجام این کار جدي باشد،

تنها یک راه براي ادامه وجود دارد و آن هم پیروي از مبانی اي است که منجر به یک ذهنیت جدید در او میشود

تغییر ساختار معامله گر برنده دادن سیستم معاملاتی اش را متوقف میکند و تمرکز خود را روي سیستمی قرار میدهد که روي آن کار می کند.

شروع به پایِش رفتارش می کند تا در آن الگوهاي منفی رفتاري را پیدا کند.

از یک برنامه منظم روزانه در معامله گري استفاده میکند، شروع به استفاده از پلن معاملاتی و نگهداشتن ژورنال معاملاتی میکند

او اکنون درك میکند که ورود به پوزیشن تنها یک قسمت از سیستمش است و براي اینکه سود ده باشد،

باید روي همه يِ اجزاي تشکیل دهنده يِ سیستمش کار کند.

در این مرحله معامله گر باید ریسک پذیری خود را کنترل کرده و با نظم و ترتیب به کارهایش رسیدگی میکند.

اگرچه هنوز معامله گري کار راحتی برایش نیست و نتایج بدست آمده با کمال واقعی خیلی فاصله دارد.

می توان معامله گران را در این مرحله معامله گران سر به سر (break-even) نامید.

در این مرحله شروع به یک رشد آهسته در نمودار سرمایه شان میکنند.

داشتن یک رویکرد بلند مدت مانع از برگشت معامله گر به عادتهاي گذشته اش میشود.

ژورنال معاملاتی در این مرحله مهمترین همدم او میشود زیرا در او یک نگاه عینی بر عملکرد و رفتارش بوجود می آورد.

معامله گرانی که در این مرحله هستند استعداد زیادي براي رفتن به مرحله يِ بعد (مرحله يِ نهایی) دارند.

این معامله گران میتوانند ببینند که کارشان به ثمر نشسته و ارزش وقت و هزینه را داشته،

آنها سیستم مبتنی بر آرزو را متوقف کرده و تمرکز خود را بر رویکرد فرآیند محور قرار میدهند.

تا این مرحله، معامله گر سالها میشود که دارد مانیتور را نگاه میکند و با یک ستاپ صدها بار و بلکه هزاران بار پوزیشن گرفته است.

او الان دیگر دقیقا میداند که ستاپی که کار میکند چقدر کارایی دارد و معامله برایش تبدیل به بازي صبر شده است.

معامله گري اکنون برایش آنقدر شخصی سازي شده که که نمی تواند هر معامله را ببرد

و از آن مهمتر، دیگر به باختهایش بخاطر پیروي از قوانینش چندان اهمیت نمی دهد.

اکنون معامله گري برایش تبدیل به فعالیت تشخیص الگوها، مدیریت ریسک و بهبود مستمر شده است.

معامله گري که در این مرحله قراردارد، تشنه بهبود مستمر بوده و به طور مستمر بازار را بررسی میکند.

مدام اثر بخشی روشش را ارزیابی میکند و موفقیت ها و بهبودهایی که برایش حاصل میشود موتور محرك ادامه کارش می شود.

چگونه یک معامله گر حرفه ای شویم؟ راز رمز تریدرهای موفق

معامله گر حرفه ای

همه کسانی که در بازارهای مالی شروع به فعالیت می‌کنند با این امید وارد بازار می‌شوند که روزی تبدیل به یک معامله گر حرفه ای شوند.

ممکن است در ابتدا این تصور وجود داشته باشد که تریدر شدن آسان است و تنها کاری که باید انجام دهید این است که یک ارز یا شاخص را در قیمت پایین بخرید و در بالا بفروشید و بالعکس. اما اصلا این گونه نیست و معامله گری نیاز یه یک ذهن قدرتمند و منسجم دارد. در این بلاگ از امیر تریدر قصد داریم به نکاتی که شما برای تبدیل شدن به یک معامله گر حرفه ای نیاز دارید بپردازیم.

آن چه در این مطلب می‌خوانیم:

چگونه در فارکس به سودآوری بلند مدت برسیم؟

برای این که بتوانید به یک معامله گر حرفه ای تبدیل شوید و در بلند مدت به سود آوری برسید باید دو مهارت زیر را داشته باشید:

اولین مورد این است که به مجموعه‌ای از استراتژی‌ها را شناسایی کنید که نسبت ریسک به ریوارد بالا دارند. این به این معنی است که در ازای ریسکی که می‌کنید سود بیشتری داشته را مد نظر قرار دهید و از این استراتژی‌ها به عنوان بخشی از برنامه معاملاتی خود استفاده کنید.

در مرحله بعد باید استراتژی انتخابی خود را بهینه سازی کنید. بازار همیشه یک روند مشخص ندارد و ممکن است رنج باشد. بنابراین سعی کنید در پلن خود چندین استراتژی متفاوت برای شرایط مختلف بازار داشته باشید.

درک پایه و ساختار معامله گری

یکی از روش‌های موثر برای یادگیری معامله گری، درک بازار و مبانی ترید است. مطالعه کتاب‌هایی که در این حوزه نوشته شده‌اند یکی از بهترین منابع برای یادگیری هستند و هزینه بسیار کمی برای شما خواهند داشت. اطلاعاتی که شما نیاز دارید عبارت است از:

  • قیمت‌ها چگونه حرکت می‌کنند
  • انواع روش‌های اردر گذاری
  • ساعات معاملاتی
  • حداقل سرمایه مورد نیاز
  • مدیریت ریسک

پایبندی به نظم و انضباط

نظم و انضباط چیزی نیست که بتوان آن را در سمینارهای آموزشی یاد گرفت. معامله گران هزاران دلار هزینه می‌کنند تا فقدان نظم را جبران کنند اما تعداد کمی از آن‌ها این موضوع را درک می‌کنند.

درس مهمی که در این مورد وجود دارد این است که زمانی که به برنامه معاملاتی خود اطمینان پیدا کردید سعی کنید برای ادامه مسیر نظم و انضباط داشته باشید. حتی زمانی که دچار باخت شوید.

توجه به روانشناسی بازار

در بازار مالی ببیشتر از این که کمبود دانش در زمینه تحلیل تکنیکال و فاندامنتال وجود داشته باشد، بی توجهی به روانشناسی بازار وجود دارد.

روانشناسی بازار اصطلاحی است که شامل تمامی احساسات یک تریدر در بازار می‌شود و برای تسلط به آن مدت زمان زیادی احتیاج است. اما شرط موفقیت در بازار و تبدیل شدن به معامله گر حرفه ای کنترل تمامی احاساست و عواطفی است که در بازار مشکل ساز خواهند بود. خائنانه ترین حسی که در بازار وجود دارد فومو است. FOMO باعث می‌شود زمانی که قیمت یک جفت ارز رشد کرده است به امید این ساختار معامله گر برنده که رشد بیشتری در انتظارش خواهد بود بدون دلیل و تحلیل آن را خریداری کنیم.

داشتن سیستم و تکنیک های معاملاتی

گام بعدی یادگیری استراتژی‌ هایی است که در بازار مورد نظر شما سود ده باشد. برای یادگیری این Strategy ها منابع رایگان زیادی وجود دارد. اما اطلاعاتی که در این منابع وجود دارند تا حدودی منسوخ شده هستند و قابل اتکا نیستند.

یافتن استراتژی های قابل اجرا نیاز به تحقیق، یادگیری و بک تست گیری بیشتری دارد. زمانی که در قصد دارید یک استراتژی را امتحان کنید سعی آن را در گذشته بازار امتحان کنید و تعداد معاملات بازنده و برنده را بررسی کنید.

یکی از بهترین روش های یادگیری یک استراتژی این است که معامله گری که با سبک مورد نظر شما ترید می‌کند را پیدا کنید و از او بخواهید تکنیک اش را به شما آموزش دهد.

برخی افراد نیز سعی می‌کنند خود آموز پیش بروند و از طریق آزمون خطا در بازار بیاموزند که این کار نسبت به سایر روش‌ها زمان بیشتری از شما خواهد گرفت.

برخی از معامله گرهای حرفه ای برای رسیدن به سیستمی که به طور مداوم سودآور باشد ممکن است ماه‌ها و حتی سال‌ها بر روی نمودارها و الگوها و گرایش‌های خاص کار کنند.

توجه به مدیریت سرمایه

توجه به مدیریت سرمایه اصلی‌ترین تفاوت‌ بین یک معامله گر حرفه ای و آماتور است. شما تنها به مدیرت صحیح سرمایه می‌توانید در بلند مدت در بازار فارکس ماندگار شوید.

اهمیت این موضوع به قدری زیاد است که می‌توان از آن به عنوان راز افشا نشده در بازارهای مالی اشاره کرد. درست است که توجه به قوانین Money management ممکن است دست و پای شما را ببندد اما برای این که بتوانید در طولانی مدت در بازار حضور داشته باشید باید آن را رعایت کنید. زیرا هیچ قطعیتی در بازار وجود ندارد و شما با دنیایی از احتمالات سروکار دارید.

ساماندهی به زندگی شخصی

هر چیزی که در زندگی شخصی شما اشتباه باشد دیر یا زود بر روی معاملات شما تاثیر خواهد گذاشت. مخصوصا اگر با فراوانی و ثروت به صلح نرسیده باشید.

سخن پایانی

موفقیت در بازارهای مالی دشوار است و برای تبدیل شدن به یک معامله گر حرفه ای باید ذهن قدرتمندی داشته باشید. برای این که بتوانید در بازار ماندگار شوید باید استراتژی هایی به کار ببرید که تعداد معاملات برد آن بیشتر از پوزیشن‌های بازنده باشد. علاوه بر این باید دقت داشته باشید که در هر معامله در ازای به دست آوردن چه مقدار سود ریسک خواهید کرد.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.